الشيخ أبو الفتوح الرازي
11
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گفت : مردى جهود بنزديك رسول آمد ، گفت : يا محمّد ! مرا خبر ده تا نام آن ستارهها چه بود كه يوسف را سجده كردند ؟ رسول - عليه السّلام - سر در پيش افگند به انتظار وحى . جبريل ( 1 ) آمد و رسول را خبر داد از نامهاى ايشان . رسول - عليه السّلام - جهود را گفت : اگر تو را خبر دهم به نامهاى ايشان و تو دانى كه چنان است ، اسلام آرى ؟ گفت : آرى ( 2 ) گفت : نامها ( 3 ) اين بود : جريان و طارق و ذيال ذو الكتفاف ( 4 ) و ذو القرع و ذناب و عموران ( 5 ) و قابس و ضروح و مصبح و فليق ( 6 ) . چنان ديد كه در هوا ( 7 ) او را سجده مىكردندى ، سجدهء حقيقى كه معروف و معهود است . و بعضى دگر گفتند [ 3 - پ ] مراد به سجده خضوع و خشوع است . و گفتهاند : ميان آن خواب كه يوسف - عليه السّلام - ديد در معنى عصا و ميان اين خواب هفت سال بود آنگه اين خواب بديد و با پدر بگفت . يعقوب - عليه السّلام - او را گفت : يا پسرك من ( 8 ) نگر تا اين خواب با برادرانت ( 9 ) نگويى كه با تو كيدى كنند و مكرى سازند و حيلتى ، چه ديو ، مردم را دشمنى است آشكارا . گفتند يعقوب - عليه السّلام - او را گفت : اين خواب با كس مگو ، و يعقوب برفت و با زن خود بگفت و با او عهد كرد ( 10 ) كه با كس نگويد . راست كه او برفت و فرزندان يعقوب در آمدند آن زن با ايشان بگفت ايشان را حسد زيادت شد . و گفتند : اين غلام سر پادشاهى مىدارد گاهى خوابش چنان باشد كه در عصا او ديد ( 11 ) . گاهى خواب چنين مىبيند كه ماه و آفتاب و ستاره او را مىسجده برد ( 12 ) . به هر حال ماه و آفتاب مادر و پدر ( 13 ) باشد و يازده ستاره ما يازده برادريم ، و بر سرى پدر او را دوستتر ( 14 ) از ايشان داشت . گفتند : با اين كيدى بايد كردن ، چنان كه خداى تعالى
--> ( 1 ) . قم عليه السّلام . ( 2 ) . قم : آرم ، بقيهء نسخهها اين جا بيش از يك سطر افتادگى دارد . ( 3 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج : يا محمّد نامهاى ايشان . ( 4 ) . آو ، بم ، آب ، آج : ذو الكقفات ، آز : ذو الكعفات . ( 5 ) . قم : عمروان ، آو ، بم ، آب ، آز ، آج : عمودان . ( 6 ) . قم : فيلق . ( 7 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج : در خواب . ( 8 ) . قم : اى پسرك من ، آو ، بم ، آب ، آز ، آج : اى پسر من . ( 9 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج : اين خواب برادرانت را . ( 10 ) . قم : و از او عهد ستد . ( 11 ) . قم : در عصا ديد . ( 12 ) . قم : سجده مىكند ، آب ، آز ، آج : سجده مىبرد . ( 13 ) . قم : آفتاب و ماه ، پدر و مادر . ( 14 ) . آو ، بم ، آج : دوستر .